پنجره چهارمی ها
روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!
روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
روز مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد
روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود
روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

سلام
همانطو که حتما می دانید طرح توصیفی شدن مدارس چند سال است که در حال اجرا می باشد.امسال قرار است 70 درصد باقیمانده پایه چهارمی های منطقه ما هم توصیفی شوند ،مدرسه ما هم بین این 70درصد قرار گرفته .خیلی دلم می خواهد از نظرات شما عزیزانی که سال های پیش در این طرح حضور فعال داشته اید استفاده کنم.مثلا اینکه آیا نمونه سوالات وکارهای موجود برای کمک به شما عزیزان ،کفایت داشته است یا نه؟ویا اینکه آیا شما منابعی را سراغ دارید که با معرفی آن به همکاران دیگر ایشان را یاری کند؟ آیا دفتر کلاس توانست معیارهای مورد نظر شما را در بر داشته باشد؟و...

در سپیده دم ازل ان زمان که سازندگی کائنات اغاز می گردید
و کتاب تکوین گشوده میشد نخستین کلمه ایی که با قلم تقدیر
بر دیباچه قاموس هستی نقش بست واژه ی زیبای استاد بود
و سر فصل این کتاب کهن به تعلیم و تربیت اختصاص یافت
همیشه و در همه چیز استاد من هستید
روزتان مبارک
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه را برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله تماشا کرد.ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش را ادامه دهد.
آن شخص خواست به پروانه کمک کند، با یک قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و پرواز کند؛ اما نه تنها چنین نشد ، بلکه برعکس ، پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم، فلج می شدیم ؛به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.
قلب یک ماهیچه تو خالی است که بسیار قوی است و هر بار که بسته می شود، خون داخل خود را با فشار از راه رگ ها به همه جای بدن می فرستد.
دستگاه گردش خون شامل قلب و رگ ها (سرخرگ، مویرگ و سیاهرگ) می شود.
قلب یا همان ماهیچه تو خالی و تلمبه خون در هر دقیقه حدود 70 بار پر و خالی می شود و هر بار مقداری خون را به داخل رگ ها می فرستد.
تعداد ضربان قلب ما مساوی با تعداد ضربان نبض ماست و هرچه فعالیت ما بیشتر باشد، تعداد ضربان قلب ما هم بیشتر است.
رگ ها:
(لوله های حمل کننده خون) رگ ها لوله های حمل کننده خون هستند. سرخرگ به رگ هایی گفته می شود که از قلب خارج می شوند و به اندام ها می رسند. سرخرگ هایی که از قلب خارج می شوند قطر زیادی دارند اما وقتی به داخل هر اندام می رسند کوچک تر و باریک تر می شوند. از قلب دو سرخرگ خارج می شود. یکی به شش ها می رود و دومی به اندام های گوناگون می رود.
به رگ های بسیار باریکی که در کنار سلول ها وجود دارند، مویرگ گفته می شود. مویرگ ها فقط با میکروسکوپ دیده می شوند چون بسیار باریک هستند. خونی که از اندام ها خارج می شود، به قلب برمی گردد رگ هایی که خون را به قلب برمی گردانند سیاهرگ نام دارند. معمولاً سیاهرگ ها در نزدیکی سطح بدن و زیر پوست هستند اما سرخرگ ها داخل بدن قرار گرفته اند.
ترکیب خون:
در بدن انسان بزرگسال، حدود 5 لیتر خون وجود دارد. خون از سه قسمت پلاسما، گلبول قرمز و گلبول سفید تشکیل شده است. پلاسما یا قسمت مایع خون، بیشتر به آب اختصاص دارد و وظیفه آن انتقال مواد غذایی گوناگون و حل شده در پلاسما به سلول هاست.
گلبول های قرمر در خون شناور هستند. قرمزی خون مربوط به همین گلبول هاست. زیرا تعداد آنها بسیار زیاد است. گلبول های قرمز اکسیژن را از شش ها به سلول های بدن می رسانند و در عوض دی اکسید کربن را از آنها می گیرند و به شش ها برمی گردانند.
گلبول های سفید در برابر میکروب ها از بدن دفاع می کنند. تعداد گلبول های سفید بسیار کمتر از گلبول های قرمز است.

پاکیزه کردن خون:
سلول های بدن بعد از گرفتن اکسیژن و مواد غذایی، چند نوع ماده دفعی تولید می کنند که دی اکسیدکربن، آب اوره و نمک کمترین آنهاست. اوره یک ماده سمی است و اگر در بدن بماند ما را مسموم می کند.
کلیه ها:
وظیفه پاکیزه کردن خون بر عهده کلیه هاست. هر بدن کلیه دارد که در داخل شکم و در پشت معده و روده ها قرار گرفته اند. به هر کلیه یک سرخرگ بزرگ وارد می شود. تعداد مویرگ های کلیه زیاد است. سلول های کلیه آب اضافی، اوره و تعدادی از نمک ها را از خون می گیرند. به مجموعه این مواد ادرار می گویند. ادرار در اندامی به نام مثانه جمع می شود. در صورت پر شدن مثانه، شخص احساس دفع ادرار می کند.
عرق: عرقی که از راه پوست دفع می شود مقدار زیادی آب و کمی نمک دارد. مواد سازنده عرق از رگ های خونی زیر پوست گرفته می شود. پس عراق هم مانند ادرار مواد زاید بدن را دفع می کند.
|
|
|
|
برای چه همه حیوانات و گیاهان باید تنفس کنند؟ زیرا با تنفس میتوان هوایی را وارد بدن کرد که دارای اکسیژن است . بدون گاز اکسیژن، زندگی ادامه نخواهد یافت . بر اثر بازدم، هوای تنفس شده را بار دیگر از بدن بیرون میرانیم. در این حال، هوا تغییر وضع داده است. هوا در لحظاتی که در بدن ما به سر میبرد، مقداری از «اکسیژن» خود را به آن داده بود؛ در برابر، اکنون مقداری «گاز کربونیک» و «آب» از بدن گرفته است. میزان ذخیره اکسیژن در طبیعت تقریبا همیشه ثابت است. در مقدار اکسیژن و گازکربونیک موجود در هوا سالانه تغییر ناچیزی رخ میدهد. گازکربونیکی که از بازدم ما در هوا پراکنده میشود، به وسیله گیاهان جذب میگردد. گیاهان نیز اکسیژن تولید میکنند که مورد نیاز ما است. تنفس دو بخش دارد: دم و بازدم؛ یعنی «دمفروبردن» و «دم برون آوردن». معمولا از واژه تنفس فقط دم فرو بردن به ذهن میآید؛ در حالی که تنفس از دم و بازدم، هر دو، تشکیل میشود. دم یعنی فرو بردن هوا از راه دهان، یا بینی و یا هر دو. بازدم یعنی بیرون آوردن هوا از همین مجاری. هوا در این مسیر، حدود یکپنجم اکسیژن خود را با مقداری هم اندازه، از کربن دی اکسید مبادله میکند. این کاردر ششها انجام می شود. در ششها اکسیژن هوا به وسیله «گلبول قرمز» خون به بافتهای بدن منتقل میشود. آنگاه این اکسیژن برخی از مواد غذایی بافتها را میسوزاند تا قابل جذب و مصرف برای بدن شوند. سپس خون، مواد زائد را با آب و کربن دی اکسید به ششها میآورد تا از را ه بازدم به بیرون از بدن رانده شوند. پس میبینید چگونه مبادله گازها (گاز اکسیژن و گازکربونیک)، هم در ششها و هم در لابهلای بافتهای بدن، صورت میگیرد. بنابراین به سطح وسیعی نیاز هست تا صحنه انجام این کارها باشد. اگر سطح داخلی ششهای یک انسان بالغ را باز کنیم، حدود سه متر مربع جا را اشغال خواهد کرد. البته همیشه قسمت عمده این سطح بهکار گرفته نمیشود؛ بلکه به عنوان ذخیره باقی میماند تا به هنگام فعالیت ـ که انسان هشت تا ده برابر حالت، استراحت، به اکسیژن نیاز دارد ، بهکار گرفته شود؛ چرا که هرگاه ما به اکسیژن بیشتری نیاز داشته باشیم، تندتر و عمیقتنفس می کنیم. تنفس در جانداران مختلف با توجه به مقدارنیازشان به اکسیژن، فرق میکند. کودک نوزاد، در هر ثانیه یکبار تنفس میکند؛ ولی در سن 15 سالگی در هر دقیقه فقط 20 بار به تنفس نیاز دارد. فیل دقیقهای دهبار و سگ بیست و پنج بار تنفس میکند. |
|

| Design By : Pichak |
